تبليغاتX
مین بیر گئجه - تنقید 22. کلیتی تبیینی از مجموعه روایتهای رضا کاظمی، آیدین ضیائی

 

مین بیر گئجه:

ـ اینترنت دوشرگه­سینده، سایین یازیچی حمید آرغیش­ـین باش­یازارلیغییلا بیر سایتـلا اوز اوزه گلمک، هر زامان تحکییه ادبییاتییلا ماراقلانان اوخوجولارا سئویندیریجی بیر اولای­دیر. سون گون­لرده، "حئکایه" آدلی بیر سایت، بیز اوچون بو سئوینجی یاشاماغا بهانه اولدو. اونا بو یولدا مین بیر اوغور آرزولایاراق، بو سایتدان گؤروش آپارماغی اؤز یولداش­لاریما دا اؤنَریرم (پیشنهاد ائله­ییرم). http://www.hekaye.com/news.php

ـ آیدین ضیایی (اردبیل، 1360). ادبییاتلا ماراقلانسا دا، چوخراق آنجاق فلسفه ساحه­سینده چالیشیر. قارشینیزدا اولان آشاغیداکی یازی، کیتابیملا باغلی اردبیلده کئچیریلمیش اوتورومدا اوخونان تنقیدلرین بیری­دیر. اونون ال­لرینه ساغلیق دئیه­رک، یازیسینی بیرلیکده اوخویوروق.

***

 

با نگاهی به "لاپ او اوزاق­لاردا"

کلیتی تبیینی از مجموعه روایت­های رضا کاظمی

آیدین ضیایی

 

ویژگی کلی داستان‌های رضا کاظمی، نگاه نوستالژیک است. او دغدغه­ی تُرکی دارد. اولین ویژگی نگاه نوستالژیک، احساسات‌گرایی است، یعنی غلبه احساس بر اندیشه. داستان‌های این نویسنده داستان اندیشه نیستند. تخیل و خاطره در هم می‌آمیزند و باعث می‌شوند احساس بر اندیشه غلبه کند. از طرفی شاعرانگی زبان و نگاه نوستالژیک با هم هماهنگ می‌شوند و سعی می کنند به داستان انسجام ‌بخشند. رضا کاظمی در این‌ داستان­ها نشان می‌دهد که روایت را بلد است. او  یک راوی ‌ـ ‌ناظر است که دارد تعریف می‌کند. بنابراین داستان­ها در حد یک خاطره باقی می‌مانند و تا پایان، منتظر حادثه‌ای می‌مانیم که تبدیل به داستان شود. باید اتفاقی در متن بیافتد تا زبان خنثا بودن خود را ببازد و با دخالت احساس، چیزی را توصیف کند یا نمایش دهد. پروسه‌ی خنثا سازی زبان به همين­جا خاتمه نمی‌يابد و اين لايه‌ی روايتی در برخورد و فعل و انفعال با احساس نگارش، امكانات بي­شماری براي روایت و  واقعيت مُلغا می كند. در مقاطع مختلف داستان، زاويه نگرش، چه از نظر فردی و چه از نقطه نظر تیپیک متفاوت نمی‌شود. گاهی راوی به قضايا می‌نگرد، گاهی نگاه نسخه‌ی روايت شده‌ی زبان مورد تأكيد قرار می‌گيرد؛ زماني اين مركزيت به تُرکی بودن و گاهی به مدرنیت روایت تعلق می‌گيرد. از اين زاويه نگرش‌ تُرکی كه ايستايی و مطلقيت زبان و واقعيت را یکجا می پذیرد‌ و طرز تلقی عدم لزوم واقعيت، کنش داستان را به سمت تفاوت ماهوی از  اندیشه می برد. موجوديت يافتن اين زبان آشفته كه از طريق تكيه بر موتیف جغرافیایی شكل گرفته به ناکجا رسیدن روایتی خودكفا را اشاره می کند. اين آشفتگی زبان هر آن كسی را نيز كه پا به اين داستان بگذارد می‌گيرد و اين‌جاست كه يكی ديگر از محمل‌های روايتی از اندیشه تهی می­شود. راوی خود به اين و بر این  زبان پای می‌گذارد و به جستجوی خودش و ‌هويتش می‌پردازد.

قرائت پيشنهادی نوشتار رضا کاظمی نيز به وجهی از فراموشی زبان كه در عين روایی بودن در برخورد با هويت‌های جمعی تعريف می شود می­پردازد. اين وجه، به خاطر خصلت جمعی­زدگی و جزيی از بازی بودنش از طرف راوی ساده‌تر مورد بررسی قرار می‌گيرد. معماری داستان­ها و تُرکی­سازی هويت را معضل‌ساز می­كند وچگونگی برخورد راوی به شيوه‌های مدرن نيز اين امر را بغرنج­تر می‌سازد. رضا کاظمی با به كار بردن زبان تُرکی البته اهداف متفاوتی را دنبال می كند. او از اين طريق، در داستان­هایش از گونه­ای سیاست برجسته­سازی استفاده كند كه نتيجه­اش ارائه­ی روایتی قطعی ميان زبان مرسوم و واقعيت روايی است؛ گرفتن گوشه­ای از واقعيت مرسوم و سپس واژگون كردنش از طريق اغراق­های زبانی، احساسی و نتيجتن دست­يابی به واقعيتی مشکوک، امر مطلوب او به نظر می رسد. در واقع نه رضا کاظمی، نه راوی، نه شركت­كنندگان در داستان، و نه خوانندگان، هيچ كدام اين تُرکی بودن زبان را جدی نمی گيرند. اين همه، تلاش برای شكل بخشيدن به نوعی رویای رونوشت مطابق اصلی است كه اشاره به نشانه‌ها و علامت‌هايی تلقی می­شود كه عمومن به كار تعيين بخشی از سیاست زبانی می‌آيند كه در هم‌نوايی با عامه­گرایی تعريف می‌شوند. این محتومیت بدون تردید تحت سؤال بوده و لاجرم شکنندگی محمل ارتباطی با مخاطب را به دنبال خواهد داشت. از نظر روایتی نیز داستان ها و انعکاس­های رضا کاظمی بیشتر تُرکی­اند تا زبانی؛ پس به دلبستگی­های آرمانی­ای اشاره دارند که از سرگشتگی­های کنونی فقط به ارزش­های خدشه­پذیر دلخوشند.

 

+ رضا کاظمی 88/08/30 3 PM |