مین بیر گئجه:
ـ اینترنت دوشرگهسینده، سایین یازیچی حمید آرغیشـین باشیازارلیغییلا بیر سایتـلا اوز اوزه گلمک، هر زامان تحکییه ادبییاتییلا ماراقلانان اوخوجولارا سئویندیریجی بیر اولایدیر. سون گونلرده، "حئکایه" آدلی بیر سایت، بیز اوچون بو سئوینجی یاشاماغا بهانه اولدو. اونا بو یولدا مین بیر اوغور آرزولایاراق، بو سایتدان گؤروش آپارماغی اؤز یولداشلاریما دا اؤنَریرم (پیشنهاد ائلهییرم). http://www.hekaye.com/news.php
ـ آیدین ضیایی (اردبیل، 1360). ادبییاتلا ماراقلانسا دا، چوخراق آنجاق فلسفه ساحهسینده چالیشیر. قارشینیزدا اولان آشاغیداکی یازی، کیتابیملا باغلی اردبیلده کئچیریلمیش اوتورومدا اوخونان تنقیدلرین بیریدیر. اونون اللرینه ساغلیق دئیهرک، یازیسینی بیرلیکده اوخویوروق.
***
با نگاهی به "لاپ او اوزاقلاردا"
کلیتی تبیینی از مجموعه روایتهای رضا کاظمی
آیدین ضیایی
ویژگی کلی داستانهای رضا کاظمی، نگاه نوستالژیک است. او دغدغهی تُرکی دارد. اولین ویژگی نگاه نوستالژیک، احساساتگرایی است، یعنی غلبه احساس بر اندیشه. داستانهای این نویسنده داستان اندیشه نیستند. تخیل و خاطره در هم میآمیزند و باعث میشوند احساس بر اندیشه غلبه کند. از طرفی شاعرانگی زبان و نگاه نوستالژیک با هم هماهنگ میشوند و سعی می کنند به داستان انسجام بخشند. رضا کاظمی در این داستانها نشان میدهد که روایت را بلد است. او یک راوی ـ ناظر است که دارد تعریف میکند. بنابراین داستانها در حد یک خاطره باقی میمانند و تا پایان، منتظر حادثهای میمانیم که تبدیل به داستان شود. باید اتفاقی در متن بیافتد تا زبان خنثا بودن خود را ببازد و با دخالت احساس، چیزی را توصیف کند یا نمایش دهد. پروسهی خنثا سازی زبان به همينجا خاتمه نمیيابد و اين لايهی روايتی در برخورد و فعل و انفعال با احساس نگارش، امكانات بيشماری براي روایت و واقعيت مُلغا می كند. در مقاطع مختلف داستان، زاويه نگرش، چه از نظر فردی و چه از نقطه نظر تیپیک متفاوت نمیشود. گاهی راوی به قضايا مینگرد، گاهی نگاه نسخهی روايت شدهی زبان مورد تأكيد قرار میگيرد؛ زماني اين مركزيت به تُرکی بودن و گاهی به مدرنیت روایت تعلق میگيرد. از اين زاويه نگرش تُرکی كه ايستايی و مطلقيت زبان و واقعيت را یکجا می پذیرد و طرز تلقی عدم لزوم واقعيت، کنش داستان را به سمت تفاوت ماهوی از اندیشه می برد. موجوديت يافتن اين زبان آشفته كه از طريق تكيه بر موتیف جغرافیایی شكل گرفته به ناکجا رسیدن روایتی خودكفا را اشاره می کند. اين آشفتگی زبان هر آن كسی را نيز كه پا به اين داستان بگذارد میگيرد و اينجاست كه يكی ديگر از محملهای روايتی از اندیشه تهی میشود. راوی خود به اين و بر این زبان پای میگذارد و به جستجوی خودش و هويتش میپردازد.
قرائت پيشنهادی نوشتار رضا کاظمی نيز به وجهی از فراموشی زبان كه در عين روایی بودن در برخورد با هويتهای جمعی تعريف می شود میپردازد. اين وجه، به خاطر خصلت جمعیزدگی و جزيی از بازی بودنش از طرف راوی سادهتر مورد بررسی قرار میگيرد. معماری داستانها و تُرکیسازی هويت را معضلساز میكند وچگونگی برخورد راوی به شيوههای مدرن نيز اين امر را بغرنجتر میسازد. رضا کاظمی با به كار بردن زبان تُرکی البته اهداف متفاوتی را دنبال می كند. او از اين طريق، در داستانهایش از گونهای سیاست برجستهسازی استفاده كند كه نتيجهاش ارائهی روایتی قطعی ميان زبان مرسوم و واقعيت روايی است؛ گرفتن گوشهای از واقعيت مرسوم و سپس واژگون كردنش از طريق اغراقهای زبانی، احساسی و نتيجتن دستيابی به واقعيتی مشکوک، امر مطلوب او به نظر می رسد. در واقع نه رضا کاظمی، نه راوی، نه شركتكنندگان در داستان، و نه خوانندگان، هيچ كدام اين تُرکی بودن زبان را جدی نمی گيرند. اين همه، تلاش برای شكل بخشيدن به نوعی رویای رونوشت مطابق اصلی است كه اشاره به نشانهها و علامتهايی تلقی میشود كه عمومن به كار تعيين بخشی از سیاست زبانی میآيند كه در همنوايی با عامهگرایی تعريف میشوند. این محتومیت بدون تردید تحت سؤال بوده و لاجرم شکنندگی محمل ارتباطی با مخاطب را به دنبال خواهد داشت. از نظر روایتی نیز داستان ها و انعکاسهای رضا کاظمی بیشتر تُرکیاند تا زبانی؛ پس به دلبستگیهای آرمانیای اشاره دارند که از سرگشتگیهای کنونی فقط به ارزشهای خدشهپذیر دلخوشند.


